X
تبلیغات
نماشا
رایتل


نیلوفرمرداب

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیباترین ها را بیافرینند...

سلاممممممممم

ای تف تو این کامپیوترای در پیتی بیاد ...اگه بدونین این کامیه نیم وجبی چه اعصابی از من خورد کرد...

بابا این بدبخت هیچیش نبودا..خودم بردم دادمش دست جلاد

سی دی رامه این کامیه بدبخت یه مدتی هست به لقاءالله پیوسته...بعد ما رفتیم از پسر عموی گرام دی وی دی رامشو گرفتیم که یه چند تا سی دی بریزیم تو این کوفتی...خلاصه چون چند وقت پیش همین پسر عموی محترم زده بودن دهن این کامیه بد بخته ما رو صاف کرده بودن وقتی دی وی دیرو بهش زدم ویندوز بالا نمیومد...بعد ما از خانم همسایه شنیده بودیم که پسرشون به کامپیوتر واردن...منم گفتم بزار برم از این یارو بپرسم ببینم چیکارش کنم اینو...وقتی پرسیدم گفت میتونین کیستونو بیارین ببینم چشه؟...براتون دی وی دی رو هم نصب میکنم...

منم هلک هلک کیسو بردم پایین یارو گفت ۵ دقیقه دیگه آماده ست...حالا کی؟...جمعه ظهر

بعد دیدم داداششو فرستاده بالا میگه باید از اول واستون ویندوز نصب کنم...منم گفتم بکن!!

ویندوزو نصب کرد بعد چون اصولا برای نصب ویندوز کارت صدا و اینا هم می خواست بهم گفت سی دیه کارت صدا و مودمتو بده...حالا منم این ور بگرد...اون ور بگرد ...دیدم نخیر!!سی دیا آب شده رفته تو زمین...یه ذره دیگه به این مخه فشار آوردم ببینم واقعا رفته زمین دیدم نه بابا...تو زمین نرفته که...یه ماه پیش که رفتم مغازه پشت خونمون که ویندوز عوض کنم سی دیارو اونجا جا گذاشتم...

رفتم گفتم من به علت اینکه حواسم خیلی جمه سی دیارو گم کردم...پسره یه نیگای اینجوری به من انداخت گفت باشه یه کاریش میکنم...خلاصه تا شنبه این کیسه من دستش بود...کارت صدا و اینا رم نمیدونم چجوری نصب کرده بود اما گفت مودمتون نصب نمیشه بدون سی دی...منو میگی...همچین انگار با سوزن بادمو خالی کردن...ناراحت و افسرده اومدم خونه

بعد زنگ زدم به امیر...حالا امیر کیه؟...همونی که مغازش پشت خونست و  من سی دیامو پیشش جا گذاشته بودم...

زنگ زدم گفتم آقا من سی دیامو اونجا جا گذاشتم...گفت سی دیه چی؟...یه کم براش شرح دادم و گفت عیب نداره یه ساعت دیگه بیاید بگیرید...یه ساعت دیگه من زنگ زدم دوستش برداشته...میگم ببخشین سی دیا پیدا شد؟..میگه من خبر ندارم... خودشون میان یه دو ساعت دیگه...دو ساعت رفت تا امروز صبح...

صبح زنگ زدم میگه من سی دی براتون آوردم اما باید کیستونو بیارین ببینم نمیدونم چی چیش به نمیدونم چی چیش می خوره یا نه... هیچی دیگه...برداشتم کیسو بردم آقا معاینه کردن و مودمم رو هم نصب کرد و دوباره عنر عنر ورداشتم آوردم...

اینم یکی از ماجراهای من و کامی جون

                            توجه          توجه 

دو تا تبریک ویژه به مناسبت تولد :

                                               

اول آبجی خودم نازنین خانم که تولدش شنبه ۱۶ تیر بود

عزیزم...از خداوند برات سلامتی و طول عمر در خواست میکنم...امیدوارم سالهای سال خوب و خوش باشی و بهترینها رو برات آرزومندم...

اینم هدیه من به تو

                               

دوم تولد دو تا دوست خیلی خوب و عزیز که توی همین دنیای مجازی باهاشون آشنا شدم...خیلی خیلی دوسشون دارم و امیدوارم همیشه اوضاع بر وفق مرادشون باشه...اون دو تا دوست کسانی نیستن به جز نیاز و فاطمه

فردا ۱۹ تیر تولد این دو تا عزیزای من هستش.. برای نیاز و فاطمه عزیز آرزوی سلامتی و طول عمر دارم و امیدوارم همیشه تو زندگیشون موفق باشن و هر روزشون قشنگتر از دیروزشون باشه...

این هدیه من به نیاز

اینم هدیه من به فاطمه

                                        اینم کیک تولد :

                                   

نوشته شده در دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386| ساعت 04:19 ب.ظ| توسط نیلوفر| نظرات (25)


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت

LINKDUMP

ARCHIVES

CATEGORIES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS