X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


نیلوفرمرداب

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیباترین ها را بیافرینند...

بگو برایم یک ماهی قرمز می خری با یک تنگ بلور بزرگ...

بگو که گاهی چیزی می نویسی...گاهی زیر آواز می زنی...گاهی بی هوا می خندی...گاهی اشک می ریزی...

از خودت بگو...بگو چه ماهی به دنیا آمدی...بگو می توانی برایم شعر بخوانی از شاملو یا فروغ یا حتی اگر من بخواهم از سهراب...

بگو دوست داری با هم یک قهوه بخوریم!!

دوست دارم با نگاهت معجزه ای ، با هر لبخندت یک حس غریب و با دلگیری ات دیوانه شوم!...

دوست دارم همراهت بیایم...بگو اینکه همراهت می خندم ، می ترسم ، عاشق می شوم ، عادت نشده و برایت تازگی دارد...

اصلا بگو می خواهی اسمم را بدانی؟!...بگو تا برایت تعریف کنم که هستم!...چکار می کنم...نقاشی می کشم یا نه؟!...بگو ته چشمهایم برایت آشناست اما حقیقتش هیچ یادت نمی آید جایی دیده باشی ام!!

بگو دوست داری من نگاهت کنم...بگو اسمت چیست؟...بگو دوست داری صدای موسیقی بلند باشد و بپرس ناراحتم می کند یا نه؟!!...

نپرس چرا!...فقط بگو دیگر گریه نکنم...دستت را جلو بیاور و اشکهایم را پاک کن...

بگو دوست داری چیزی برایم بخوانی...بخوان و بپرس قبلتر شنیده بودم یا نه؟...<<مطمئن باش می گویم نه!>>

برایم تعریف کن که خواهر کوچکتری داری تا بپرسم اسمش چیست؟!...

بگو که دوست داشته باشم ، با هم سوار قطار می شویم...

اسمت را به من بگو...دوباره نه!!...دوباره نگو...همه ی اینها را برای اولین بار بگو!...می خواهم تعجب کنم!!!...می خواهم به تو نزدیک شوم...

بگو که می توانی تا همیشه بمانی...بگو تا بگویم دوست دارم تا همیشه بمانی...

دوست دارم چیز خاصی بشود این دوستی!!!

نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1386| ساعت 11:25 ق.ظ| توسط نیلوفر| نظرات (22)


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت

LINKDUMP

ARCHIVES

CATEGORIES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS