نیلوفرمرداب
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیباترین ها را بیافرینند...
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی
 
پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
من چه گناهی کردم؟!

¤ شده تا حالا بری خرید و بعد دست از پا درازتر فقط با یه شلوار برگردی خونه؟...برای من شده!!!...همه رو راه انداختیم دنبال خودمون که بریم خرید واسه عروسی لباس بخریم ، فقط یه شلوار خریدم...فقط یه شلوار!!!...هی خدا شکرت!

 

¤ این کارت عروسیه مهدی اینا منو مُرده!!!..کارت صورتیه کم رنگه و پاکتش بنفش پررنگ!!!..من مرده ی اینهمه سلیقه ام والا...آخه من چی بگم؟

 

¤ یک شنبه کلاسم شروع میشه و من هنوز کتاب نخریدم!!

 

¤ دیروز یه لباس دیدم و به مامانم گفتم وای این چقدر قشنگه و من همینو می خوام و این حرفا...بعد گفتم آقا این پیرهنتون چنده؟...گفت ۱۴۰۰۰۰ تومن!!...منم جلوی آقاهه برگشتم به مامانم گفتم اووووووووووووه چه خبره؟ خود مهدی ۱۴۰۰۰۰ تومن می ارزه که من برای عروسیش لباسه این قیمتی بخرم؟

 

¤ یکی بیاد یه دونه بزنه پس گردن من که بشینم درس بخونم!!

 

¤ موندم تو کف خوابایی که میبینم...نمیدونم واقعا من چه فکری میکنم که این خوابا رومیبینم!!!

 

¤ مامان...آخه تو چرا نمیشینی سر خونه زندگیت؟...چرا هی میری بیرون و همه ی کارای خونه رومیزاری واسه من!! آخه مگه من چه گناهی کردم؟!

 

پ.ن: رویایی ، آپدیت شد...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان : 26208


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من...یه دختر خانم !!!
شناسنامه کامل من...